حسن حسن زاده آملى
10
ده رساله فارسى (فارسى)
نفس ناطقه از نشأهء ديگر و از ماوراى عالم طبيعت و ماده است و به سرّ و رمز كلام عالى امير المؤمنين على عليه السّلام : كل وعاء يضيق بما جعل فيه الا وعاء العلم فانه يتّسع به ، مىرسد . و چون روح انسانى هر اندازه بيشتر نائل به حقائق نورى وجودى عقلى شد استعداد و ظرفيت وى براى تحصيل و اكتساب معارف بالاتر بيشتر مىشود ، سرّ اين جمله بلند دعاى افتتاح كه ظاهرا از منشئات امام عصر عليه السّلام است نيز معلوم مىگردد كه فرمود : الذى لا تنقص خزائنه و لا تزيده كثرة العطاء الا جودا و كرما انه هو العزيز الوهّاب . و چون صورت مقرون به ماده پس از تفريد و تجريد نفس ناطقه آن را از ماده ، و يا با نشاء نفس ناطقه مانند آن را در خود به إعداد آلات قواى جسمانيه كه : العارف يخلق بهمته ما يكون له وجود من خارج محل الهمة « 1 » ، و يا از ناحيه ارتباط نفس به حقايق اشياء از راه اتصال به علت آنها كه : ان روح المومن لأشد اتصالا بروح اللّه من اتصال شعاع الشمس بها « 2 » ، صورت فعلى مجرد بدون ماده مىيابد ، و وجود آن به نفس قائم است و نفس با آنها معيت قيوميه و اضافه اشراقيه دارد ، و سخن فقط در دانستن مفاهيم و معانى كليه آنها كه ماهيات آنها است نيست ، زيرا كه مفاهيم معقولات و مفهوم عاقل همه از يكديگر متغائرند ، بلكه دست يافتن به انحاء وجودات عينى آنها ، و اشتداد وجود نفس ، و بودن وجود آن در عوالم عديده به حكم هر عالم است به حكم اصل اصيل اتحاد عاقل به معقول بلكه مدرك به مدرك نفس نفس مىشوند و شيئيت شىء نيز در حقيقت به صورتش است پس نفس
--> ( 1 ) . فصوص شيخ اكبر ، فص اسحاقى ، شرح قيصرى ، ط 1 ، ص 196 . ( 2 ) . اصول كافى معرب ، ج 2 ، ص 133 .